استان مازندران > شهرستان قائمشهر
زندگینامه روحانی شهيد موسی محسنی کفشگری
قلم برآن است�تاتوان بیمقدارخویش برنقش دلانگیز صفحة خونین دیگری ازرادمردان عشق و حماسة8سال-دفاع مقدس بگماردوپیشاپیش معترفیم که سخنراندن ازدریادلان عرصة ایثارکاری است بس ناشدنی که�زبور عشق نوازی نه کار هر مرغی است�،ولی رسالتی است بردوش قلم تافرداهای این قوم وملت بدانند،بهای آزادی و امنیت آن روزشان ثمنی است گرانبهاازجنس جان وخون وداغ.سرداررشیداسلام موسی محسنی در19اسفند1333پابه جهان خاکی نهادوبا حضور خود بهاری�زودترازطبیعت�درقائم شهربه ارمغان آورد.�مشهدی ابراهیم�مردباخدای قائمشهری ازهمان روزهای�آغازین زندگی موسی،جسم وروحش-راباتقیّدات�شرعی ومسائل مذهبی آمیخته کردودرصراط مستقیمش نهادوبه تربیت صحیحش همت گماشت وبه رزق حلال خداوندی بزرگ نمود.به دبستانش فرستادوعلمش آموخت.موسی روزبه روزبزرگ وبزرگتر میشدودرسایه�مهرومحبت�خانواده�زندگانی میگذراند.هرروزکه میگذشت پاکی وآراستگی اوعیانترمیشد.گذرزمانه، زمینه رابرای تجلی صفات حسنة ذاتش مهّیا میکرد.تحصیلات مقدماتی راتامقطع دیپلم بانمرات خوب به پایان برد و آن گاه به حوزه روانه شدتابه تحصیل علوم اسلامی روی آوردودردریای بیکران کرامت�خاندان�عصمت وطهارت-علیهمالسلام- غوص�کند،ازچشمة مهرشان بنوشدودرمحضرقداست حدیثشان زانوزند.زندگی طلبگی درآن زمان،سختی ومشقت بسیار داشت ودلی استوارمیبایست تابرمشکلات فائق آید؛دلی که به حلقة مهری آسمانی گره خورده باشدوموسی،طورسینای خویش رایافته بود.ازجام محبت صاحب الزمان،قطرهای دردلش افکنده بودندکه دیگرسختی درقاموسش راه نداشت. به اتمام�مقدمات-دروس حوزوی مشغول بودکه آوازخشم ملّت رانیزبه رهبری پیرخمین به گوش عالمیان رسانید.آری، طلبة جوان ودلاورمازندرانی درتثبیت اهداف امام درمنطقه ورهبری شورش دلیرانة مردم،نقشی چشمگیر داشت.باشروع�جنگ تحمیلی،عرصة دفاع مقدس نیزچون دیگرزمینهها،صحنهای دیگربرای خودنمایی مردان بیادعای مخلص بوددرمحضر حضرت دوست.موسی نیزهمگام باهزاران غیورمردایرانی راهی جبهه شدتادشمن،خیال عبث اشغال ایران راازسربیرون کند.موسی،زادة مازندران بود.استواریاش به البرز میماندو دلی به وسعت دریاداشت هوش سرشار و آمادگی خوبش به زودی خودرادرجبهه نمایان کردواوبه عنوان معاون گردان به ادای تکلیف ادامه داد.وسرانجام این سربازدلیرخمینی پس ازآن که عمری در راه اعتلای اسلام و انقلاب کوشید و پس از آن که داغ دهها برادر را تحمل کرد. بهاران عمرش در بیست و یکم اسفند 1365 در خاک گرم شلمچه به خزان دنیوی رسید و در ربیع ملکوت خداوندی جاودانه شد. فارغ از هیاهوی زندگی، بار سفر بست و برای همیشه متنعم خوان کرم عرش پروردگار گردید. پیکر غرق به خونش، هشت سال میهمان سرزمین خونین شلمچه بود و سرانجام در 30/11/73به سبکباری چند استخوان و یک پلاک به زادگاه رجعت و به خاک پاک سپرده شد. ما و موسی همسفر بودیم در وادی طور قسمت ما �لن ترانی� سهم اودیدارش
برچسب:
نویسنده: آرشان باقری